
صفحه آهنگ
دانلود و شنیدن جانان از اون بند
آهنگ جانان از اون بند را در MyMP3 آنلاین گوش کنید، اطلاعات انتشار و متن ترانه را ببینید و از لینک مستقیم دانلود استفاده کنید.
دانلود و شنیدن جانان از اون بند با کیفیت MP3 320kbps، پخش آنلاین سریع و لینک مستقیم.
برای دیدن آثار بیشتر اون بند، سبک پاپ و آرشیو کامل موسیقی از گزینههای زیر استفاده کنید.
آثار بیشتر از اون بند
صفحه هنرمند را باز کنید تا دیگر آهنگهای منتشرشده و ژانرهای مرتبط با این هنرمند را ببینید.
مشاهده صفحه هنرمندمتن ترانه
متن ترانه جانان از اون بند
جانِ منی
از آنِ منی
جانانِ منی جانانه بیا
لنگِ توام
دلتنگِ توام
در چنگِ توام
دردانه بیا
آی نفس
دل تو را هوس
کردسو چه بس
نقاشیِ من
موی تو را
ابروی تو را
گیسوی تو را نقاشیِ من
تو برقصی و همه شهر و به ناچار برقصن
بزنی این سر و تا آن سرِ بازار برقصن
دیده و دست و دلم لحظه ی دیدار برقصد
بزنی تو بزنی تو بزنی یار برقصد
تو برقصی و همه شهر و به ناچار برقصن
بزنی این سر و تا آن سرِ بازار برقصن
دیده و دست و دلم لحظه ی دیدار برقصد
بزنی تو بزنی تو بزنی یار برقصد
که چه حالی چه جمالی و
چه ابروی حلالی چه کمندی
چه کمانی چه گزندی برسانی
و چه یاری چه نگاری به دلم دل بسپاری
که تو جانی تو جهانی تو نه اینی تو نه آنی
عجب ماهی و دل خواهی و دلبند و لوندی
منه بی سر و پا را چه شود گر بپسندی
عجب رنگ و لعابی و عجب عشوه و نازی
منه بی سر و پا را چه شود گر بنوازی
تو برقصی و همه شهر و به ناچار برقصن
بزنی این سر و تا آن سرِ بازار برقصن
دیده و دست و دلم لحظه ی دیدار برقصد
بزنی تو بزنی تو بزنی یار برقصد
تو برقصی و همه شهر و به ناچار برقصن
بزنی این سر و تا آن سرِ بازار برقصن
دیده و دست و دلم لحظه ی دیدار برقصد
بزنی تو بزنی تو بزنی یار برقصد
جانِ منی
از آنِ منی
جانانِ منی جانانه بیا
لنگِ توام
دلتنگِ توام
در چنگِ توام
دردانه بیا
آی نفس
دل تو را هوس
کردسو چه بس
نقاشیِ من
موی تو را
ابروی تو را
گیسوی تو را نقاشیِ من
تو برقصی و همه شهر و به ناچار برقصن
بزنی این سر و تا آن سرِ بازار برقصن
دیده و دست و دلم لحظه ی دیدار برقصد
بزنی تو بزنی تو بزنی یار برقصد
تو برقصی و همه شهر و به ناچار برقصن
بزنی این سر و تا آن سرِ بازار برقصن
دیده و دست و دلم لحظه ی دیدار برقصد
بزنی تو بزنی تو بزنی یار برقصد
که چه حالی چه جمالی و
چه ابروی حلالی چه کمندی
چه کمانی چه گزندی برسانی
و چه یاری چه نگاری به دلم دل بسپاری
که تو جانی تو جهانی تو نه اینی تو نه آنی
عجب ماهی و دل خواهی و دلبند و لوندی
منه بی سر و پا را چه شود گر بپسندی
عجب رنگ و لعابی و عجب عشوه و نازی
منه بی سر و پا را چه شود گر بنوازی
تو برقصی و همه شهر و به ناچار برقصن
بزنی این سر و تا آن سرِ بازار برقصن
دیده و دست و دلم لحظه ی دیدار برقصد
بزنی تو بزنی تو بزنی یار برقصد
تو برقصی و همه شهر و به ناچار برقصن
بزنی این سر و تا آن سرِ بازار برقصن
دیده و دست و دلم لحظه ی دیدار برقصد
بزنی تو بزنی تو بزنی یار برقصد




.webp)










-1.webp)




.webp)
نظرات