Az Vaghti Rafti (piano)
Shahab Mozaffari

SONG PAGE
Listen to Pendar by Shahab Mozaffari
Explore Pendar by Shahab Mozaffari on MyMP3. Listen online, view release details, lyrics and use the direct audio download link.
Listen and download Pendar by Shahab Mozaffari in MP3 320kbps quality with a fast online player and direct download link.
Browse more music from Shahab Mozaffari, explore Pop and open the complete songs archive below.
More music from Shahab Mozaffari
Open the artist page to find other published songs and the genres linked to this artist.
Explore artist pageMost viewed music from Shahab Mozaffari
Az Vaghti Rafti (piano)
Shahab Mozaffari
Vay Vay
Shahab Mozaffari & Ali Yasini
Rozaye Bedone To
Shahab Mozaffari
Ay
Shahab Mozaffari
Lyrics
متن ترانه پندار از شهاب مظفری
آمدم تا بغلت گیرم و در بر بکشم
جام سر مستی دیدار تورا سر بکشم
نفسم بند و دلم قند و نگاهم گلمند
که نیایی و من از بام دلت پر بکشم
با من از سختی طوفان به سخن هیچ مگو
من نفس در تب این حادثه بهتر بکشم
یار من بودی و هستی بمانی جانم
غیر تو دست و دل از هستی و باور بکشم
تو هوایت چه غمی بر دل من زد که هنوز
دوست دارم به هوایت غم دیگر بکشم
یار من بودی و هستی و بمانی جانا
غیر تو دست و دل از هستی و باور بکشم
تو هوایت چه غمی بر دل من زد که هنوز
دوست دارم به هوایت غم دیگر بکشم
از جهان خسته ام خواهش دوزخ دارم
من از این جو بهشتی شدنم بیزارم
تو خدایی و مرا خوار نمیخواهی نه
پس نگو از چه سبب این همه من بیمارم
روز و شب تیرگی از خوب خودت میدانی
هرشبم مثل خودت تا به سحر بیدارم
مردم شهر من از عشق نبردن بویی
حاصلش این که شبیه خود تو بیارم
کودکی های من از ترس تو پی در پی بود
عابدی گفت سر از سجده تو بر دارم
سر به سوی تو بلند کردم و خود را دیدم
نه بهشتی نه جهنم که خودت را دارم
عطر شغر من از لطف تو غافل بود و
اینک از عشق و تو و تازه شدن سرشارم
بعد از این کعبه ی من خانه ی سنگی تو نیست
تو خدای منی و خانه ی تو پندار است
آمدم تا بغلت گیرم و در بر بکشم
جام سر مستی دیدار تورا سر بکشم
نفسم بند و دلم قند و نگاهم گلمند
که نیایی و من از بام دلت پر بکشم
با من از سختی طوفان به سخن هیچ مگو
من نفس در تب این حادثه بهتر بکشم
یار من بودی و هستی بمانی جانم
غیر تو دست و دل از هستی و باور بکشم
تو هوایت چه غمی بر دل من زد که هنوز
دوست دارم به هوایت غم دیگر بکشم
یار من بودی و هستی و بمانی جانا
غیر تو دست و دل از هستی و باور بکشم
تو هوایت چه غمی بر دل من زد که هنوز
دوست دارم به هوایت غم دیگر بکشم
از جهان خسته ام خواهش دوزخ دارم
من از این جو بهشتی شدنم بیزارم
تو خدایی و مرا خوار نمیخواهی نه
پس نگو از چه سبب این همه من بیمارم
روز و شب تیرگی از خوب خودت میدانی
هرشبم مثل خودت تا به سحر بیدارم
مردم شهر من از عشق نبردن بویی
حاصلش این که شبیه خود تو بیارم
کودکی های من از ترس تو پی در پی بود
عابدی گفت سر از سجده تو بر دارم
سر به سوی تو بلند کردم و خود را دیدم
نه بهشتی نه جهنم که خودت را دارم
عطر شغر من از لطف تو غافل بود و
اینک از عشق و تو و تازه شدن سرشارم
بعد از این کعبه ی من خانه ی سنگی تو نیست
تو خدای منی و خانه ی تو پندار است






.webp)
















.webp)


Comments